تبلیغات
چشمه زار زندگی

چشمه زار زندگی
انسان واقعی در معنای انسان را شاید باید قرنها گشت و نتوان پیدا کرد.
نویسندگان
پیوندهای روزانه

دستهای کوچک اما بزرگ....

 

دستهای کوچکش را که هنوز سه سالش نشده بود به دستانم گره زده بود

همین که از اتوبوس پیاده شدیم بهم گفت دایی کمکش کن

من در چشمان قشنگش خواندم که منظورش پیرمرد سالخورده وناتوانی بود که کنار پیاده رو افتاده بود

وقتی سکه ای از جیب درآوردم بدون لحظه ای درنگ به دست پیرمرد درمانده ورنجور داد......

لبخندی زد ودوباره دستهای مهربانش را به دستانم سپرد تا گرمی وجودش را بیش از همیشه احساس کنم.

 

طالب:گاه کودکانمان به ما درسهایی می آموزند که هرگز آن را از جایی نیاموخته اند.

 

                                                                                          

 

این اولین داستان کوتاه منه .امیدوارم بپسندید




طبقه بندی: ادبی،
برچسب ها: دستهای کوچک اما بزرگ، طالب، پیرمرد ناتوان، پیرمرد سالخورده، کودکانمان، داستان کوتاه، چشمه زارزندگی،
[ جمعه 6 اسفند 1389 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ طالب ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آنجا که رنگهای خوشبختی
خاموش می شود
در واژگونی بخت
برآنم
تا به رقص برخیزم
بر ویرانه های خیال
و کودکانه
گوش
به زنگوله های فرداها بسپارم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :