تبلیغات
چشمه زار زندگی

چشمه زار زندگی
انسان واقعی در معنای انسان را شاید باید قرنها گشت و نتوان پیدا کرد.
نویسندگان
پیوندهای روزانه

دزدی از دزد صندوق صدقه

 

شب وآرامشش خیابان وکوچه ها را گرفته بود.اثری ازهیچکس نبود فقط گاهی ماشینی عبور

می کرد وخلوتش را لحظه ای بهم می ریخت ودوباره سکوت حاکم می شد.درآن تاریکی

 مردی که لباس بلندی به تن داشت،وصورتش راکمی پوشانده بودآرام آرام خودش را به

 صندوق صدقه ای روی پیاده رو نزدیک کرد.سیمی را که به یک سرش آدامس چسبانده بود

 وارد صندوق کرد وبالا آورد پول چسبیده به آدامس راگرفت وبیرون کشید.چند بارکارش را

 تکرارکرد.ومن هربارتوی خیالم فریاد کودکانه منتظری رامی شنیدم که پشت پنجره های

 بی رنگ خانه هایشان فقرایستاده بود وچشم انتظارصبح ورسیدن محبت کودکانی بودند

که پولهای اندکشان رابه این صندوقها انداخته بودند.

بالاخره دست ازپولهای مردم فقیربرداشت ورفت نشست روی صندلیهای ایستگاه اتوبوسی

 درآن نزدیکی وشروع به مرتب کردن وشمردن پولها کرد.پولهای جیب خودش راهم به

آن اضافه کرد.

روبروی او،آن طرف خیابان دونفر را دیدم که باهم صحبت می کردند وبه این طرف می آمدند.

حسابی مشغول ور رفتن با پولها بود طوری که متوجه اطرافش نشد،سرش را که بالا گرفت

 آن دو نفرجلوی چشمانش ظاهرشدند،توان مقابله نداشت،یکی دستش را گرفت

ودیگری پولهایش را.

 




طبقه بندی: ادبی،
برچسب ها: دزدی از دزد صندق صدقه،
[ جمعه 26 فروردین 1390 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ طالب ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آنجا که رنگهای خوشبختی
خاموش می شود
در واژگونی بخت
برآنم
تا به رقص برخیزم
بر ویرانه های خیال
و کودکانه
گوش
به زنگوله های فرداها بسپارم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :